آسمان دیجیتالی

خدایا ، یادم بده که یاد کردنت را از یاد نبرم

آسمان دیجیتالی

خدایا ، یادم بده که یاد کردنت را از یاد نبرم

۱۰ مطلب با موضوع «آسمانی ها» ثبت شده است

شهید محسن حججی

 

امروز (22/5/1396) مراسم شهید بی سر محسن حججی بود که در مسجد جامع نجف آباد برگزار شد.

چنان جمعیتی آمده بود که حدودا یک ساعت اول بیرون مسجد موندیم و نتونستیم وارد بشیم!

 

فرمانده سپاه، دکتر جلیلی، امام جمعه اصفهان و نجف آباد و افراد سرشناس بسیاری آمده بودند.

از مداحی سیدرضا نریمانی هم واقعا مردم استفاده کردند...

 

شهید محسن حججی

 

 

اینکه خدا به شهدا عزت میده و هر شهیدی را برای مردم عزیز و گرامی میداره، در مراسم شهدا کاملا مشخصه.

مردم چنان با شور و اشتیاق به استقبال این مراسم آمده بودند و اشک می ریختند که گویا خود مردم التماس شهادت داشتند.

 

شهید محسن حججی

 

شهید محسن حججی

 

 

وصیت شهید محسن حججی به فرزندش

 

 

 

  • آسمان دیجیتالی

شهید ابوالفضل صادقی

  • آسمان دیجیتالی

امروز 16 مرداد 1394 بعد از نماز جمعه، مردم رو به روی مصلای نماز جمعه ویلاشهر منتظر ماندند تا شهدا از راه برسند...

من در تعجب بودم که چطور در شهری به این کوچیکی، چنین جمعیتی حضور داشت!

واقعا مردم با کمال استقبال برای دیدار شهدا حاظر شدند...


تشییع شهدای غواص


تشییع شهدای غواص

  • آسمان دیجیتالی

تصمیم گرفته بود توی جبهه دبیرستان راه بیندازد! میگفت:

« امروز بچه ها دارن اینجا می جنگن و خون میدن، عده ای بی تفاوت و اشراف زاده هم، توی شهرها عین خیالشون نیست! با خیال راحت درس میخونن، فردا هم که جنگ تموم بشه، همه مسئولیت های کلیدی مملکت رو بدست میگیرن، این رزمنده ها هم میشن محافظ یا زیر دست اون ها! »

وسعت دید عجیبی داشت، برای رزمنده ها می سوخت. یکی از روزها یک گوشه خلوت نشسته بود، حال غریبی داشت، تا آمدم حرف بزنم گفت:

« چیزی به شروع عملیات نمونده، بعد از عملیات هم دیگه منو نمی بینی! کار من با دنیا تموم شده، کار دنیا هم با من تموم شده! نه من دیگه با دنیا کار دارم، نه دنیا با من »

درست چند روز بعد از عملیات کربلای 5 خبر شهادتش در تمام شهر پیچید.

  • آسمان دیجیتالی


مادر جان یه خواهشی از شما دارم، شما رو به بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها برام دعا نکنید! آیة الکرسی نخونید! به خدا همین که خمپاره ها زمین میخورن، همه کسانی که دور و برم هستند، به خاک می افتند اما من حتی یه خراش هم برنمیدارم.

روزهای بعد از شهادت، پیرزن به قبر پسرش گلاب می پاشید و میگفت:

دیدی نخوندم عزیزم، دیگه برات آیة الکرسی نخوندم پسر گلم...

و بعد روی قبر بقیه شهدا هم گل می گذاشت و می رفت...

  • آسمان دیجیتالی


زمستان سال 56 بود که یک خواب، جمشید را به آنچه لایقش بود پیوند داد. شب از نیمه گذشته بود. جمشید با گونه های خیس در حال نماز و دعا بود. صدای در حیاط، او را به خود آورد. موجی از نور او را به عقب راند. چشمهایش به سمت کانون نور خیره شد. از کانون نور طنین صدایی گرم، به دلهره اش پایان داد:

آرام باش فرزندم، من...

خواست خودش را به زمین بیندازد تا پای آقا را ببوسد که دست گرم آقا بر شانه هایش نشست: آرام باش فرزندم، من علی هستم، از امروز نام تو مهدی است. تو از سربازان اسلام خواهی بود و بزودی در قیامی بزرگ شریک خواهی شد!

حیرت زده و مضطرب از خواب برخواست، خیس عرق بود. بوی عطر عجیبی را در فضای اتاق حس میکرد...

از خود بی خود شده بود. صداهای گریه اش، همه اهل خانه را بیدار کرد و او به نام مهدی می اندیشید...


  • آسمان دیجیتالی

  • آسمان دیجیتالی


همین که روزهای نزدیک به عملیات میرسید، برای بچه ها فال حافظ میگرفت. نزدیک عملیات کربلای 5 بود، این بار اولین باز شدن کتاب به نیت  بود، بعد از کمی مکث و زمزمه با لهجه شیرین گفت: "نه کاکو جون! دریغ از یک روزنه کوچک، انگار اصلا قرار نیست از دست تو راحت بشیم!" با سپری شدن لحظات وضعیت بقیه هم مشخص شد، مرتضی جاویدی، سیدمحمد کدخدا و ...جزء شهدا بودند. زنده ها هم معلوم شدند.

یکی از بچه ها گیر داد که حالا نوبت خودته! از بچه ها اصرار از او انکار تا بالاخره چشم ها را آرام بست و این بار کمی طولانی تر، قطره اشکی آرام از گوشه چشمانش لغزید، کتاب را باز کرد:

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد    ***   عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام "عقیقی" به سمن خواهد داد    ***   چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد


عملیات که تمام شد رفتنی های فال، همه شهید شدند، جاویدی، حق پرست ... و خود حقیقی.

من مانده بودم و صدای محمدرضا که تا امروز در ذهنم مانده "دریغ از یک روزنه کوچک"

  • آسمان دیجیتالی

  • آسمان دیجیتالی

دو روز پیش کارت هایی رو زیر تختم پیدا کردم که در سفر راهیان نور پارسال بهمون دادن...

روی جلدش نوشته "مردان آسمانی" که گذری بر خاطرات سرداران شهید استان فارس هست...

دو سه تا از کارت ها رو خوندم، اشکم دراومد...

خیلی قشنگه، حیفم اومد نذارم توی وبلاگ!


مقام معظم رهبری:

به جوانان امروز و بویژه نوجوانان توصیه و تاکید می کنم که کتاب های مربوط به ماجراهای 8 سال دفاع مقدس و خاطرات رزمندگان اسلام را قدر بدانند و با خواندن این کتاب ها با حقایقی که در آنها نهفته است آشنا شوند.


  • آسمان دیجیتالی