آسمان دیجیتالی

خدایا ، یادم ده که یاد کردنت را از یاد مبرم

آسمان دیجیتالی

خدایا ، یادم ده که یاد کردنت را از یاد مبرم

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

سلام

جای همه اونایی که نتونستن بیان و نخواستن بیان! خالی بود...

امسال بلاخره قسمت شد و توی پیاده روی اربعین شرکت کردم...

یه چیزیو همین اول میخوام به اونایی بگم که تا حالا نرفتن...

تمام اون چیزهایی که در مورد پیاده روی اربعین تا الان شنیدید یا از رسانه ها دیدید ، با اون چیزی که با چشم خودتون میبینید خیلی فرق داره... یعنی خیلی خیلی فرق داره... میگیری چی میگم؟؟

امسال همراه با خانواده و یکی از رفقای شفیقم از طرف دفتر زیارتی بصائر نجف آباد، برای این سفر اسم نویسی کردیم که تمام کارای رفت و برگشت با کاروان بود (یعنی از نجف آباد تا مرز - از مرز تا کاظمین - از کاظمین تا نجف - از کربلا تا مرز - از مرز تا نجف آباد) خود کاروان هماهنگی کرده بود و دیگه دغدغه پیدا کردن اتوبوس برای جا به جا شدن رو نداشتیم...

بعد از ورود به عراق، رفتیم به سمت کاظمین برای زیارت امام موسی کاظم(ع) و نوه عزیزش امام جواد(ع)

خیلی خوب بود... برای زیارت فقط باید دل داد و باهاشون با دل حرف زد...

کاظمین - پیاده روی اربعین 97

 

بعد از کاظمین راهی نجف شدیم...

شب رسیدیم نجف و همونجا یکی از عراقی ها (خدا خیرش بده) دید ما کاروانی اومدیم، اومد گفت خونه ام در اختیار شما... یه قسمت برای خانم ها و یه قسمت برای آقایون...

شب رفتیم اونجا... همه دراز کشیدیم که بخوابیم، که پدرم گفت بریم برای گرفتن ارز (دینارهایی که ثبت نام کرده بودیم)

گرفتن دینارها واسه خودش داستانی شد که گفتنش از حوصله این پست خارجه... بگذریم...

دینارها رو گرفتیم و رفتیم سمت حرم مولا امیرالمومنین علی (علیه السلام)

و با بدرقه مولامون ، از کوچه پس کوچه های نجف راهی کربلا شدیم...

 

من و عراقی ها

من و برادران عراقی در کوچه های نجف

 

دیگه بیشتر از این صحبت نمیکنم... بقیه ماجرا رو از زبان عکس و فیلم ها بشنوید!

 

چای عراقی

بفرما چای عراقی...

اگه چای ایرانی خواستین، بگین "چای ایرانی موجود؟"  اگه گفت "موجود" یعنی چای ایرانی داره و واستون میریزه...

وقتی چای واستون ریخت و بهتون داد ، واسه تشکر کردن بگین "شکرا" یعنی ممنون  یا  "شکرا حبیبی"  یعنی ممنون عزیزم

 

پیاده روی اربعین 97

در حال پیاده روی به سمت کربلا

 

 

پیاده روی اربعین 97

پرچم کشورهایی که در اربعین حضور داشتن

 

 

پیاده روی اربعین 97

پیاده روی اربعین 97

 

 

اتحاد ایران و عراق

اینم یه کار قشنگ... پرچم ایران و عراق و حزب الله لبنان (وحدت شیعیان)

 

 

من و برادران عراقی

من و رفیقم و برادران عراقی

حاج آقا پناهیان گفته بود تا میتونید با عراقی ها عکس سلفی بگیرید و همه جا منتشر کنید...

این یعنی وحدت اسلامی... وحدت شیعیان... وحدت ایران و عراق... به کوری چشم منافقین و دشمنان...

ایران و العراق ، لا یمکن الفراق (ایران و عراق جدایی ناپذیرند)

 

 

پیاده روی اربعین

نمای دور پیاده روی روی پل...

فقط چشم ها میتوانند این صحنه ها را درک کنند... هیچ دوربینی توانشو نداره!

 

 

و اما بریم سراغ منو باز کربلا...!

 

غذاهای اربعین

 

غذاهای اربعین 97

 

منو باز کربلا

 

غذاهای اربعین

 

 

اینم برادران امنیتی...

سربازان عراقی

 

و اما...

لحظه ای در بین الحرمین...

بین الحرمین

 

 

رفقا

لحظه ای که داری با میلیون ها شیعه قدم میزنی و ماهواره های آمریکایی شما رو میبینن ، حس وحدت و قدرت و افتخار میده؛

این یعنی یک روح تازه در کالبد اسلام؛

وقتی داری با سیل جمعیت به یک سمت میری ، لحظه صحرای محشر واست متجسم میشه؛

وقتی میبینی این همه آدم دارن میرن سمت شخصی به نام حسین ، میشه فهمید اینها اتفاقی نیست!

دستی در کار است... و تدبیر خداوند چه زیباست... همین باعث تقویت ایمانت میشه؛

و وقتی تمام این صحنه ها به چشم دشمن منعکس بشه ، این یعنی...

 

 

«فیلم ها»

 

 

 

 

  • آسمان دیجیتالی

فلسفه پیاده روی اربعین


سوال: با وجود این که این همه وسائل نقلیه هست، چرا پیاده به سوی کربلا می روید؟ پیاده روی چه فایده ای دارد؟ چرا به خودتان زحمت می دهید؟

این یک نوع ابراز عظمت امام حسین(ع) است. عیناً در روایات داریم ائمه پیاده از مدینه می رفتند مکّه. امام سجاد(ع) بیست و پنج سفر شاید با پای پیاده رفت. گاهی مرکب هم همراه خودشان می بردند. به دو فایده؛ یک فایده اگر وسط راه ناچار شوند سوار بشوند، دیگر اینکه بگویند از بی مرکبی نیست که ما پیاده می رویم، مرکب هم داریم و پیاده می رویم، این به احترام امام حسین(ع) است.

این یک نوع اظهار عظمت و تجلیل از مقام شامخ اباعبدالله(ع) است. این پیاده رفتن، این دلیل بر این است. و لذا این پیاده رویِ اربعین خیلی در دنیا صدا می کند؛ و تبلیغ خوبی برای عالم تشیّع و عالم اسلام است. یکی از مبلّغ های بسیار خوب است.

می دانید که در ایام اربعین، اجتماع در کربلا، از عاشورا بیشتر است، انبوه جمعیت خیلی بیشتر است. آن وقت عدۀ زیادی پیاده، زن، بچه، با اینکه خطراتی هم که احتمال می دهند تهدیدشان بکند می آیند، این دلیل بر این است که واقعاً عاشق این مکتب هستند. تنها عشق است که آنها را به این سمت و سو می برد.

سؤال: اگر هدف ما زیارت است، چرا چند روز وقتمان را صرف پیاده روی کنیم و از زیارت بیشتر در جوار امام حسین(ع) محروم بمانیم؟

آن تأثیری که در این پیاده روی هست، در زیارت معمولی نیست. انسان یک حال و هوایی دیگری پیدا می کند. تا آدم نرود، توجّه پیدا نمی کند؛ یک شور و نشاط و یک عشق دیگری پیدا می کند.

آثار و برکاتی که از زیارت معمولی حاصل می شود، ارزشمند است. خب می رود زیارت می کند، به جای دو روز، سه روز چهار روز زیارت می کند، تکرار زیارت؛ اما این یک خاطره ای می شود برای تمام عمر. اصلاً در موقع راه رفتن وقتی به آن سمت می رود، دارد خودسازی می کند. غیر از بحث هایی که[در طول راه] می شود، شب هایی که مستقر می شوند و صحبت هایی که می شود، اصلاً خودِ این یک تأثیر در خودسازی دارد.

و خب همین اشکال را هم به امام سجاد می کردند، چرا شما این کار را می کنید؟ خب سریع با مرکب بروید و بیشتر طواف خانۀ خدا کنید. چرا؟ یک آثاری در پیاده روی هست که در آن نیست. و بنابراین جای این ایراد نیست. بعضی ها که حوصلۀ پیاده روی ندارند، معمولاً این گونه اشکالات را می کنند که خودشان را تبرئه بکنند و یک مجوّز برای خودشان پیدا بکنند.

و بهترین دلیلش این است که ممکن است خاطرۀ زیارت نماند، اما خاطرۀ این پیاده روی و این برنامه، تا آخر عمر بماند. بنابراین این وسوسه ها را باید از خود دور کرد و ان شاءالله رحمان، با موفقیت ادامه بدهید.

منبع

ان شاء الله به زودی عکس و فیلم های سفرم رو میذارم...

  • آسمان دیجیتالی

وسایل مورد نیاز اربعین


همزمان با نزدیک شدن به ایام اربعین حسینی میلیون‌ها زائر حسینی با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) می‌روند، اما بهتر است زائران در این سفر اربعین چه ملزوماتی را به همراه داشته باشند؟
 
امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: اگر یکی از شیعیان ما به زیارت امام حسین علیه السلام برود، باز نمیگردد در حالی که تمام گناهانش بخشوده شده است. برای هر قدمی که برمیدارد،هزار ثواب برایش نوشته می شود، هزار گناه فراموش می شود و هزار مرتبه جایگاهش بالا برده می شود.

(بحارالانوار، جلد 101 ، صفحه 25)

چه وسایلی برای اربعین همراه داشته باشیم؟

لازم به ذکرست که در این سفر شما باید یک کوله پشتی بزرگ همراه داشته باشید که حاوی دو سری بار است یکسری بار برای کل سفر یک هفته در کربلا و نجف و کاظمین، یکسری بار هم برای سفر سه روزهٔ پیاده روی اربعین، وسایل عمومی همچون لباس، لباس گرم، و وسایل شخصیتان مربوط به کل سفر است و با سفرهای دیگر شما تفاوت زیادی نمی‌کند اما برای سه روز پیاده رویتان وسایلی نیاز است که در زیر به آنها اشاره می‌شود.

1. سعی کنید وسایل کم وزنی را با خود حمل کنید. نیازی به همراه داشتن غذا یا آب نیست چون مقدار زیادی غذا و آب در مسیر موجود است. صرفا مقداری خشکبار مانند پسته، بادام، انجیر خشک، برگه زردآلو به همراه داشته باشید.

2. مقداری داروی اساسی برای 2 یا 3 روز پیاده روی همراه داشته باشید. مانند قرص سرماخوردگی، پماد برای باز شدن عضلات پا، باند کشی برای بستن پا در صورت نیاز، و… البته تعدادی کلینیک‌های کوچک و کمپ‌های درمانی در طول مسیر وجود دارند.

3. به جای همراه داشتن کیف دستی یا کیف خرید از کوله پشتی سبک استفاده کنید.

4. برای جلوگیری از سرما خوردگی لباس‌های مناسب به همراه داشته باشید: جوراب، دستکش، کلاه، پوشش گوش، کاپشن و غیره. البته بنابر تجربه هوا در طول روز مناسب و در شبها حسابی خنک است. لباسهای گرمتان را حتی الامکان طوری انتخاب کنید که دکمه یا زیپ داشته باشد و قابلیت کم یا زیاد کردن لباسهایتان را در طول مسیر داشته باشید.

خانمها بهتر است، پارچه ای نرم مشکی مستطیل که جلوی صورت را بگیرد تهیه کرده و کش دوخته و چیزی شبیه پوشیده درست کنند تا در طول مسیر از سرما و گردوغبار محافظت کند. خانمها از چادری استفاده کنند تا امکان انداختن کوله باشد. انواع چادرهای لبنانی و ملی مناسب است.

5. کرم مناسب برای تاول و عرق سوز به همراه داشته باشید. البته اگر میدانید دچارش می‌شوید.

6.  یک عدد کیسه خواب نیز به همراه داشته باشید تا در صورت مناسب نبودن و سرد بودن مکانها برای استراحت از شما در برابر خاک و سرما محافظت کند.

7. شما می‌توانید یک قرآن، دعا و زیارت جیبی و یا مداحی مورد علاقیتان به همراه داشته باشید. البته بهتر است این‌ها را در موبایل خود داشته باشید تا درحال پیاده روی گوش فرا داده یا بخوانید.

8. کفش‌های نو را نپوشید. بهتر است یک کفش مناسب و آزاد بپوشید. این مورد خیلی خیلی مهم است. چون در طول مسیر دایما برای استراحت در موکب‌ها ناچار به در آوردن کفش از پا هستید.

9. پاسپورت و شارژر موبایل را حتما به همراه داشته باشید.

10. امکان گم کردن همراهانتان در طول مسیر وجود دارد بنابراین با توجه به آنتن ندادن موبایلتان در بعضی نقاط همچنین به دلیل ترافیک بالای شبکه از همان ابتدای مسیر شماره علمی (ستون ها) را انتخاب کنید که اگر همراهانتان را گم کردید زمان رسیدن به آن علم توقف کنند. فقط حواستان باشد شماره‌های رند خیلی شلوغ است و تجمع افراد زیاد است.

11. همه خدمات در طول مسیر مانند اسکان، نوشیدنی ها، غذاها و حتی ماساژ بصورت رایگان ارائه می‌شود. نیازی به حمل مقدار زیادی پول نیست. فقط مقداری پول عراقی همراه داشته باشید چون پول ایرانی قبول نمی‌کنند.

12. سرویس‌های بهداشتی فراوانی در طول مسیر قرار دارند و همینطور تعدادی از موکب‌ها نیز سرویس بهداشتی فرنگی دارند. از آنجا که آب برای شستن دستها بعد از دستشویی سرد است و بعضا مایع و آب برای شستن دستها کم است بهتر است همراه خود تعدادی دستکش یکبار مصرف داشته باشید تا برای دستشویی رفتن استفاده کنید تا اگر آب نبود یا سرد بود نگران نظافت دستتان نباشید. صابون خمیری و ژل شستشو حتما همراه داشته باشید.

13. نیازی نیست نگران به پایان رساندن مسیر باشید. در هر جایی تصور کردید که دیگر توانایی ادامه دادن مسیر را ندارید می‌توانید از صدها ون، ماشین و یا اتوبوس‌هایی که در مسیر هستند برای رسیدن به کربلا استفاده کنید.

14. به طور متوسط تمامی زنان و مردان بالای 10 سال بدون هیچ مشکلی در روز سوم مسیر را به پایان می‌رسانند.

15. از اینکه نام و آدرس هتل و یا حسینیه محل سکونت خودتان در کربلا را میدانید اطمینان حاصل کنید.

16. اگر که می‌خواهید تماس تلفنی داشته باشید بهتر است این کار را قبل از طلوع آفتاب انجام دهید به این خاطر که احتمالا به دلیل ترافیک بالای شبکه در طول روز با مشکل بر خواهید خورد.

17. بهتر است چتری سبک به همراه داشته باشید چون باران‌های عراق بسیار سنگین است.

18. اگر در نهایت با همه تدابیر همسفرانتان را گم کردید بهتر است آخرین جایی که برای قرار در نظر می‌گیرید ستاد عتبات عالیات ایران در جوار حرم امام حسین(ع) باشد که آدرس این مکان را بیشتر کسبه اطراف حرم می‌دانند.

19. اگر برایتان مقدور است هدیه‌های کوچکی مثل برچسب عکس آقا و امام و خادم الحسین و… برای قدردانی از خادمینی که در طول مسیر با خدمات رسانی شما را شرمنده می‌کنند داشته باشید.

20. چفیه هم همراه داشته باشید که خیلی جاها بکار میاد بخصوص برای سرما دور گردن بپیچید عالیه.

منبع

منم ان شاء الله فردا ظهر از سمت مزار شهید حججی عازم بهشتم...

  • آسمان دیجیتالی

سلام

بحمدالله اردوی مشهد به عنوان حسن ختام برنامه های تابستان 97 ، به خوبی و خوشی ختم بخیر شد...

جمع خوبی بود ... همه خانواده ها جمع شدند مسجد قبا و بچه هاشون از زیر قرآن سوار اتوبوس میشدن... دود اسپند هم حال و هوا رو عوض کرده بود...

راه افتادیم و رفتیم ...


اردوی مشهد 97 ویلاشهر


بچه ها قبلا گروه بندی شده بودن و واسه گرفتن غذا ، زیارت و بازار و خرید کنترل بچه ها راحت تر بود...

ولی همه سر یه سفره میشستیم و باهم غذا میخوردیم :))


اردوی مشهد مسجد قبا


اونجا خیلی خوب بود...

نماز توی صحن حرم امام رضا (علیه السلام)  واقعا میچسبه...

ان شاء الله توفیق همه بشه...


زیارت امام رضا اردوی مشهد


عکس بالا رو یکی از دوستان با دوربین حرفه ای گرفته ... با دوربین حرفه ای میشه فهمید لذت عکاسی یعنی چی!

البته عکسایی که میذارم بعضیاشون با موبایل گرفته شده...


اردو مشهد مقدس مسجد قبا


توی خود حرم یه قسمتی داره که بصورت غرفه بندی هست و توی هر غرفه قسمتی از زندگی نامه امام رضا (علیه السلام) رو روایت میکنه...


اردوی مشهد مسجد قبا


اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر


خب اردوی مشهد فقط به زیارت ختم نمیشه!

شهربازی پارک ملت هم رفتیم که هم تخفیف خوبی از مدیریت اونجا گرفتیم و هم وسیله های زیادی بچه ها سوار شدن...


عکس دسته جمعی قبل از حرکت به سمت شهربازی

اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر



در حال حرکت به سمت پارک ملت

اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر


اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر



در حال گشت زنی توی شهربازی... ببینیم چه وسیله هایی داره!

اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر



تا اومدیم کل وسیله ها رو ببینیم و با مدیریت اونجا واسه تخفیف چک و چونه بزنیم شب شد!

رفتیم نمازخونه همونجا... نماز رو اقامه کردیم... و پیش به سوی ...!!!

اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر


اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر



خلاصه بچه ها حسابی خودشونو خالی کردن!

خسته و کوفته خواستیم برگردیم زائرسرا که حدود ساعت 11 شب بود و شهر تقریبا خلوت!

چند تا مسافر توی ایستگاه اتوبوس بودن ازشون پرسیدیم که اتوبوس میاد؟  گفتن احتمال زیاد میاد... ولی نیومد!

بعد از حدود 1 ساعت معطلی ، به لطف اسنپ! تونستیم بچه ها رو برسونیم زائرسرا...

اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر



روز آخر هم دسته جمعی رفتیم با امام رضا (علیه السلام) وداع کردیم...

همه رو به حرم ایستادیم و مسئول اردو (آقا سید) دعا رو همراه با ترجمه خوندن...

اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر



به حول و قوه الهی همگی صحیح و سالم برگشتیم مسجد قبا ویلاشهر

و یه عکس دسته جمعی کنار قبور شهدا باهم انداختیم

اردوی مشهد مسجد قبا ویلاشهر



اردوی مشهد با تمام فراز و نشیب هایی که داشت ولی برای هممون خاطره خوبی شد...

جالبه بدونید تمام هزینه های اردو اعم از اتوبوس ، اسکان ، بیمه ، غذا ، شهربازی و ... مردمی بود و با توجه به کمک های خیرین ، تخفیف های ویژه ای با توجه به امتیاز کسب شده در طول برنامه های تابستان به بچه ها داده شد! که سه نفر اول رایگان شدند!

یعنی حتی 1 ریال هم از بسیج یا کانون فرهنگی استفاده نشد!

"پیشنهادم به دوستانی که کارهای فرهنگی میکنن اینه که بعد از نیت (کار برای خدا) ، به جای بودجه های دولتی بیشتر دنبال کمک های خیرین و مردمی باشید..."

یا علی

  • آسمان دیجیتالی

کتاب سربلند روایت زندگی شهید حججی


دیروز یه پیامک واسم اومد که کتاب "سربلند" مستند داستانی از کودکی تا شهادت شهید مدافع حرم محسن حججی رو معرفی کرده بود...

گفتم لینک خرید کتاب رو بذارم برای دوستانی که مایلند این کتاب رو بخونند...

خودم به شخصه ارادت خاصی نسبت به این شهید دارم ، چرا که توی این وضع جامعه و توی جوونی ، حرکت بزرگی زد و چیزهایی که در موردش شنیدم واقعا میشه فهمید که شهادت لیاقت میخواد...


قسمتی از کتاب:

"برگشتم به حاج سعید گفتم:((آخه من چطور این بدن ارباٌ اربا رو شناسایی کنم؟!)) خیلی بهم ریختم. رفتم سمت آن داعشی. یک متر رفت عقب و اسلحه اش را کشید طرفم. سرش داد زدم:((شما مگه مسلمون نیستید؟)) به کاور اشاره کردم که مگر او مسلمان نبود؟ پس سرش کو؟ چرا این بلا را سرش آوردید؟ حاج سعید تند تند حرفهایم را ترجمه می کرد. آن داعشی خودش را تبرئه کرد که این کار ما نبوده و باید از کسانی که او را برده اند((القائم)). بپرسید، فهمیدم می خواهد خودش را از این مخمصه نجات دهد. دوباره فریاد زدم  که کجای اسلام می گویداسیرتان را این طور شکنجه کنید؟ نماینده داعش گفت:((تقصیر خودش بوده!، پرسیدم به چه جرمی؟ بریده بریده جواب می داد و حاج سعید ترجمه می کرد: ((از بس حرصمون رو در آورد،نه اطلاعاتی به ما دادف نه اظهار پشیمونی کرد، نه التماس کرد! تقصیر خودش بود.......!))"


خرید کتاب از سایت rabi.ir
خرید کتاب از سایت من و کتاب


وصیت نامه شهید محسن حججی


  • آسمان دیجیتالی

فواید انگشتر عقیق

عقیق در رنگ های قرمز، زرد، خاکستری مایل به آبی و سفید یافت می شود. هم چنین سنگ هایی وجود دارد که به سبب شباهت ساختاری و فیزیکی در تجارت آن ها را جزء خانواده عقیق محسوب می کنند مانند عقیق سلیمانی یا چشمی(باباقوری)، عقیق شجری، عقیق خزه ای.

سنگ عقیق در کشورهایی هم چون یمن، هندوستان، ایران، چین در رنگ های قرمز، زرد و سفید یافت می شود. اما فضایل و فواید گفته شده درباره کدام نوع از عقیق است؟ و آیا این فواید درباره تمام عقیق ها صحت دارد و یا فقط مخصوص عقیق یمانی است؟

ابن شهر آشوب نقل می کند که:

روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد و گفت: “یا رسول الله، پروردگارم بر تو درود می فرستد و می فرماید: انگشترت را در دست راست کن و نگین آن را هم عقیق قرار بده و به پسرعمویت علی نیز بگو انگشترش را در دست راست کند و نگین آن را عقیق قرار دهد.”

پیامبر پیام جبرئیل را به امیر مومنان علی (ع) رسانیدند. حضرت علی(ع) عرضه داشتند:” یا رسول الله عقیق چیست؟” رسول خدا (ص) فرمود:”عقیق کوهی در کشور یمن است”

گفتنی است معادن عقیق کشور یمن در منطقه جنوبی شهر صنعان می باشد.

 خواص انگشتر عقیق در کلام ائمه

امام صادق(ع) درباره انگشتر عقیق فرمودند: هر که انگشتری از عقیق بدست کند پریشان نشود و مادام که با خود دارد اندوهی به او نمی‌ رسد.

 

در سخنی از امام باقر (ع) درباره انگشتر عقیق، آمده است عقیق سرخ زرد و سفید هر سه کوه هایی هستند در بهشت و هر که انگشتری از عقیق بدست کند به جز خیر و خوبی و وسعت رزق نمی‌بیند.

 

درباره فواید انگشتر عقیق، امام رضا (ع) فرمودند: عقیق فقر و تنگدستی و درویشی را برطرف می کند و در حدیث دیگری امام می فرماید هر که قرعه به انگشتر عقیق بزند بهره او تمام تر بیرون می آید.

امام صادق (ع) درباره فضیلت انگشتر عقیق فرمودند: که انگشتر عقیق در دست کنید که مبارک است و هر که انگشتر عقیق داشته باشد امید است که عاقبتش خیر باشد.

 

درباره فضیلت و خواص انگشتر عقیق، حضرت محمد (ص) فرمودند: هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش برآورده می شود و در حدیث نبوی دیگر منقول است شخصی نزد رسول اکرم ( ص) آمد و شکایت کرد که دزد در راه به من رسید و اموال مرا برد حضرت فرمودند که: چرا انگشتر عقیق در دست نداشتی که آن از هر بدی نگاه می دارد آدمی را.



خواص و فواید:

از دیرباز، قبایل و ملل کهن جهان، عقیق را سنگ مقدسی می دانسته اند و آن را از خود دور نمی کرده اند، عقیق سنگی است که آن را حرز و حامی انسان در مقابل بلایا و حوادث به ویژه در جنگ ها می شمارند و برای افزایش درآمد و رونق کسب و کار و آسان شدن کارها بسیار مفید است.

عقیق برای جلوگیری از خونریزی های شدید، به ویژه برای زنان، بسیار فایده دارد. هم چنین برای تقویت نقاط مختلف بدن و برقراری تعادل و هماهنگی در آن ها بسیار مفید است. عقیق اثری فراوان دارد و علاوه بر زدودن انرژی های منفی از محیط، سبب پاکسازی هاله ای از انرژی های منفی می شود.

هم چنین عقیق برای تعالی روحی  و شادابی و آرامش آن و بر طرف شدن غم و غصه و ناراحتی های روحی بسیار موثر است.


منبع 1  -  منبع 2

  • آسمان دیجیتالی

نادیده گرفتن غدیر و تشکیل سقیفه

واقعه مهم غدیرخم، از طریق روایات شیعه و سنى، به طور متواتر نقل شده است و در اصل وقوع آن هیچ تردیدى نیست. پس باید به این پرسش پاسخ داد که چه عواملى سبب شد تا پس از رحلت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)، مردم، بخصوص انصار، بدون توجه به واقعه غدیر خم، در سقیفه اجتماع کردند و اقدام به تعیین جانشین براى پیامبر(صلى الله علیه وآله)نمودند؟

این مقاله، با استناد به متون معتبرتاریخى و با ریشه یابى وقایع، از هنگام بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله) تا واقعه غدیرخم، و پس از غدیرخم تا رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تشکیل سقیفه، سعى نموده است تا تصویر روشنى از علل نادیده گرفتن واقعه غدیرخم و تجمع انصار در سقیفه ارائه نماید.

  • آسمان دیجیتالی

ماجرای سقیفه چه بود

پس از رحلت پیامبر، هنوز جسد پیامبر اکرم(ص) روی زمین بود و بنی هاشم و گروهی از یاران راستین آن حضرت، مشغول فراهم ساختن مقدمات دفن پیامبر بودند که ناگهان گروه انصار در چند قدمی خانة پیامبر در زیر سایبانی به نام «سقیفة بنی ساعده» دور هم گرد آمدند تا تکلیف مسلمانان را از نظر خلیفه و جانشین پیامبر معّین کنند. گویی تعیین خلیفه از نظر آنان به مراتب فوری‌تر از «تجهیز» و تغسیل و دفن پیامبر بود! و پیامبر (ص) نیز خلیفه را تعیین نکرده است!

ابوبکر و عمر و عده دیگری از مهاجرین نیز به جمع آنان می روند و در امر تعیین حاکم با یکدیگر نزاع می کنند.
سخنگوی مجلس از طرف انصار، سعد بن عباده و حباب بن منذر، و از طرف مهاجران ابوبکر و عمر و ابوعبیده بودند و در پایان دو نفر از انصار نیز به منظور کارشکنی در کار سعد بن عباده سخن گفته‌اند. اینک متن سخنان آنان:

ـ سعد (خطاب به انصار): شما فضیلتی دارید که هرگز دیگران آن را ندارند: پیامبر گرامی(ص) سالها در میان کسان خویش مردم را به آیین توحید دعوت نمود، ولی جز گروه کمی به او ایمان نیاوردند، و همانها نیز توانایی دفاع از او را نداشتند، ولی شما انصار! به او ایمان آوردید، از او و یاران او دفاع نمودید، و با دشمنان او از در جنگ وارد شدید تا در نتیجه مردم آیین او را پذیرفتند و شمشیرهای شما بود که عرب را در برابر او تسلیم نمود. هنگامی که پیامبر دیده از جهان پوشید از شما راضی و چشمش به شما روشن بود، از این روی لازم است زمام امور را به دست بگیرید و شما از همة مردم به این کار شایسته‌تر و سزاوارتر هستید. منظق سعد این بود که چون ما به پیامبر و یاران او پناه داده‌ایم و از او و یارانش دفاع کرده‌ایم و با دشمنان او پیکار نموده‌ایم پس برای زمامداری از دیگران سزاوارتر هستیم. اکنون ببینیم که منطق مهاجرین حاضر در مجلس در برابر آنان چه بود؟

ـ ابوبکر: مهاجران، نخستین گروهی هستند که به آیین او ایمان آورده و به این فضیلت مفتخر شده‌اند، آنان در شداید و سختیها بردباری به خرج داده‌اند، از کمی افراد نهراسیدند، آزار دشمنان را به جان خریدند و از ایمان و آیین او دست برنداشتند. ما هیچگاه خدمات و فضایل شما انصار را انکار نمی‌کنیم و به طور مسلّم پس از مهاجران شما بر دیگران برتری دارید، از این روی امارت و فرمانروایی از آن مهاجران، و وزارت از آن شما باشد و ما امیر باشیم و شما وزیر و هیچ کاری را بدون مشورت شما انجام نمی‌دهیم. تکیه گاه مهاجران در برتری خود این بود که آنان نخستین کسانی بودند که پیامبر را تصدیق نموده و به آیین او گرویده‌اند.

ـ حباب بن منذر: ای گروه انصار! زمام امور را به دست بگیرید. دیگران در سایة قدرت شما زندگی می‌کنند و هیچ کس جرأت ندارد که بر خلاف شما کاری صورت دهد. شما دارای قدرت و جمعیت بیشتری هستید. هرگز دودستگی را به میان خود راه ندهید، که نتیجه‌ای جز تباهی ندارد و اگر مهاجران بر قبضه کردن حکومت اصرار ورزند باید مسئله را از طریق «دو امیری» حل کنیم، و فرمانروایی از ما و فرمانروایی از آنان تعیین گردد.

(بنابراین منطق انصار در این مناظره فزونی نفرات و نیرومندی جبهة آنان است و می‌گویند چون ما قوی و نیرومند هستیم باید فرمانروا از میان ما انتخاب گردد.)

ـ عمر: هرگز دو شمشیر در یک غلاف جای نمی‌گیرد، بخدا سوگند عرب به حکومت و فرمانروایی شما تن در نمی‌دهد در صورتی که پیامبر آنها از غیر شماست، ولی عرب إبا نمی‌ورزد که زمام امور آنان را کسی بر عهده بگیرد که پیامبر آنها از قبیلة اوست، چه کسی می‌تواند در حکومتی که محمد آن را پی‌ریزی کرده است با ما جنگ و نزاع کند در حالی که ما از نزدیکان و خویشاوندان او هستیم.
(پس در این گفتگو عمر، ملاک شایستگی برای زمامداری امّت را پیوند خویشاوندی با پیامبر قرار داد، و از این روی گروه مهاجر و در رأس آنان قریش را احق و شایسته‌تر برای اشغال آن مقام دانسته است.)

«حباب بن منذر» بار دیگر بر قدرت و نیرومندی یاران انصار تکیه کرده و گفت: ای گروه انصار به سخن عمر و همفکران او گوش فرا ندهید، آنان دست شما را از فرمانروایی کوتاه می‌سازند. اگر نپذیرفتند، همه را از این سرزمین بیرون کنید. شما به این کار شایسته‌تر از دیگران هستید، در پرتو شمشیرهای شما دیگران به این آیین گرویده‌اند.
ـ عمر: خدا ترا بکشد!
ـ حباب: خدا ترا بکشد!
ـ ابو عبیده: (وی با دادن رشوه‌ای به انصار نظریة واگذاری حکومت به گروه مهاجر را چنین تأیید کرد): أی گروه انصار! شما نخستین کسانی بودید که پیامبر گرامی را کمک کردید، هرگز سزاوار نیست که نخستین فردی باشید که سنّت و راه او را تغییر می‌دهد.
در اینجا یک نفر از انصار، به نام بشیر بن سعد، که خود پسر عموی سعدبن عباده (کاندیدای نیمی از انصار برای خلافت) بود برخاست، و با آنکه انتظار می‌رفت جریان را به نفع آنان تمام کند، برخلاف انتظار وی روی عداوت و کینه‌ای که به سعد‌بن‌عباده داشت منطق عمر را تأیید کرد و رو به خویشاوندان خود کرد و گفت:  محمد از قریش است و خویشاوندان وی بر خلافت از دیگران اولی و شایسته‌ترند، هرگز شما را نبینم که با آنان در این موضوع به نزاع برخاسته‌اید.

طرفین سخنان خود را گفتند و هیچ‌کدام نتوانست دیگری را قانع کند. در این لحظه ابوبکر از فرصت استفاده کرد و به سان یک دیپلمات کهنه‌کار برگ جدیدی به زمین زد و گامی جلوتر نهاد و تصمیم گرفت که دونفر را معرفی کند تا مردم با یکی از آن دو نفر بیعت کنند، خصوصاً مشاهده کرد که در میان جبهة انصار وحدت کلمه وجود ندارد و بشیر‌بن سعد مخالف سعد‌بن عباده (رئیس خزرج) می‌باشد.
از این روی با رندی خاصی به گفتگو خاتمه داد و گفت:

خواهشمندم از اختلاف و دودستگی دوری کنید، من خیرخواه شما هستم، بهتر است دامنة سخن را کوتاه سازید و با یکی از این دو نفر، عمر و ابوعبیده، بیعت کنید.

عمر و ابو عبیده گفتند: هرگز بر ما سزاوار نیست که با وجود شخصی چون تو زمام امور را در دست بگیریم. از میان مهاجران هیچ فردی در فضیلت به پایه تو نمی‌رسد. تو همنشین پیامبر گرامی(ص) در غار «ثور» بودی، به جای پیامبر نماز خواندی، و وضع مالی تو بهتر از ما است، دستت را به ما ده تا ما با تو بیعت کنیم. در این لحظه ابوبکر فوراً بدون اینکه سخن بگوید و بدون اینکه دو مرتبه تعارف کند دست خود را دراز کرد و از رازی که بر دل بود پرده برداشت، و روشن شد که پیش کشیدن عمر و ابوعبیده، رنگ جدّی نداشته و جز تعارف و هموار کردن راه بر خود چیزی نبوده است. ولی پیش از آن که عمر، دست ابوبکر را به عنوان بیعت بفشارد، بشیرین سعد بر هر دو سبقت جست و دست او را قبل از همه به عنوان بیعت فشرد، آنگاه این دو نفر، دست ابوبکر را به عنوان جانشین رسول خدا فشرده و در همین لحظه شکاف عمیقی که از سخنان بشیر پیش‌بینی می‌شد، در میان جبهة انصار پدیدار شد و عقب‌نشینی انصار قطعی گردید.
حباب‌بن منذر از بیعت بشیر، که خود از انصار بود، سخت برآشفت، و فریاد زد: بشیر! نمک نشناسی کردی و بر پسر عموی خود رشگ بردی و نخواستی حکومت از آن او باشد. بشیر گفت:

-هرگز جریان از این قرار نیست، بلکه نخواستم در حقّی که خدا آن را برای گروه مهاجر قرار داده است به نزاع برخیزم.
«اسیدبن حضیر» که رئیس اوس بود و هنوز عداوتهای دیرین خود با رئیس خزرج را در دل مکنون و پنهان داشت (مجموع اوس و خزرج گروه انصار را تشکیل می دادند)، رو به افراد قبیلة اوس که در مجلس حضور داشتند کرد و گفت: برخیزید و با ابوبکر بیعت کنید زیرا اگر سعد زمام امور را به دست بگیرد خزرجیان یک نوع فضیلت و برتری بر ما پیدا می‌کنند. از این روی گروه اوس نیز به فرمان رئیس خود با ابوبکر بیعت کردند.
در این لحظه آن گروه از مردم که اراده ای از خود ندارند دست ابوبکر را به عنوان فرمانروا فشردند و هجوم آنها سبب شد که سعد زیر دست و پا له گردد!

ناشناسی گفت: رئیس خزرج زیر دست و پا مانده، حال او را رعایت کنید! ولی عمر از این بی‌احترامی خوشحال بود و گفت: خدا او را بکشد، زیرا چیزی برای ما بالاتر از بیعت با ابوبکر نیست!
خود عمر که بعدها سرگذشت سقیفه را بیان می‌کرد رمز بیعت خویش با ابوبکر را چنین توضیح داد: اگر ما بدون اخذ نتیجه جلسه را ترک می‌گفتیم ممکن بود انصار پس از ما اتّفاق نظر پیدا کنند، و برای خود رئیسی برگزینند.
اجتماع سقیفه با انتخاب ابوبکر برای خلافت به نحوی که بیان شد به کار خود خاتمه داد، و ابوبکر، در حالیکه عمر و ابوعبیده و گروهی از اوسیان دور او را گرفته بودند رو به مسجد رسول خدا آورده، و سعد نیز با تمام یاران خود به منزل خویش رفت.


برای اطلاع از ماجرای سقیفه به کتاب‏های زیر مراجعه فرمایید:
الف) ماجرای سقیفه از محمدرضا مظفر.
ب) مظلومی گمشده در سقیفه.
ج) صفحه‏ ای از تاریخ سیاسی اسلام خلیل عزمی.
د) تاریخ طبری(ج ۳، حوادث سال یازدهم).
ذ) شرح ابن‌أبی‌الحدید ۲/۲۲-۶۰).


منبع

  • آسمان دیجیتالی

وصیت نامه شهید محسن حججی


سالگرد شهید محسن حججی حدودا 11 روز پیش در نجف آباد برگزار شد...

مراسم خوبی بود... مداحی سیدرضا نریمانی... سخنرانی حاج آقا پناهیان...

الان داشتم وصیت نامه آقا محسن رو میخوندم که دلم گرفت و گفتم بذارم توی وبلاگ... میدونم خیلی هاتون قبلا خوندید اما اینقدر قشنگه که به تکرارش می ارزه...


متن وصیت نامه:


برای بانوی صبر

السلام ای بانوی سلطان عشق
السلام ای بانوی صبر دمشق
زیبنبِ دنیا و عقبیِ علی
شرح مدح لافتی الا علی
در مسیر شام غوغا کرده ایی
شهر را آشوب برپا کرده ایی
خطبه خواندی از غریبی حسین
زنده کردی کربلا در عالمیین
گر نبودی کربلایی هم نبود
گریه و شور و نوایی هم نبود
رنج هایی ست فراوان دیده ایی
خیمه ها، غارت، سواران دیده ایی
دیده بودی، حلق و چشم و حرمله
گریه کردی پا به پای قافله

بسم الله النور...
صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا"سلام علیک"
وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون
هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جدیده عالم دوام ما...
 

چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود...نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم...نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم...به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می نویسم...
نمیدانم چه شد که سرنوشت مرا به این راه پر عشق رساند... نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد...

بدون شک شیر حلال مادرم، لقمه حلال پدرم و انتخاب همسرم و خیلی چیزهای دیگر در آن اثر داشته است...
 

عمریست شب و روزم را به عشق شهادت گذرانده ام... و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم...

خیلی تلاش کردم که خودم را به این مقام برسانم اما نمی دانم که چقدر توانسته ام موفق باشم...
 

چشم امیدم فقط به کرمخدا و اهلبیت است و بس امید دارم این رو سیاه پرگناه را هم قبول کنند و به این بنده ی بدِ پرخطا نظری از سر رحمت بنمایند...
که اگر این چنین شد؛الحمدالله رب العالمین...
اگر روزی خبر شهادت این بنده حقیر سرا پا تقصیر را شنیدید؛ علت آن را جز کریمی و رحیمی خدا ندانید...
اوست که رو سیاهی چون مرا هم می بخشد و مرا یاری می کند...

همسر عزیزم زهرا جانم
 

اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی بدان به آرزویم که هدف اصلی ام از ازدواج با شما بود رسیدم و به خود افتخار کن که شوهرت فدای حضرتزینب شد...
مبادا بی تابی کنی، مبادا شیون کنی، صبور باش و هر آن خودت را در محضر حضرت زینب بدان... حضرت زینب بیش از تو مصیبت دید.

پدر عزیزم
 

همیشه و در همه حال الگوى زندگی و مردانگی ام تو بوده و هستی، اگر روزی خبر شهادتم را دیدی، زمانی را در مقابل خود فرض کن که حسین بن علی در کنار جگر گوشه اش علی اکبر حاضر شد...
داغ تو بیشتر از داغ اباعبدالله نیست... پس صبور باش پدرم، می دانم سخت است اما می شود...

مادر عزیزم
 

ام البنین علیهاالسلام 4جوان خود را فدای حسین و زینب کرد و خم به ابرو نیاورد.
حتی زمانی که خبر شهادت پسرانش را به آن دادند باز از حسین سراغ گرفت؛ پس اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی، همچون ام البنین صبورانه و با افتخار فریاد بزن که مرا فدای حسین و حضرت زینب کرده ای و مبادا با بی تابی خود دل دشمن را شاد کنید...

برادر عزیزم
 

اگر روزی مرا در لباس شهادت دیدی آن لحظه ایی را به یاد بیاور که اباعبدالله بر بالین عباس ابن علی حاضر شد و داغ برادر کمرش را خم کرد...
مبادا ناسپاسی کنی، مبادا به هدیه ایی که تقدیم اسلام کرده اید شک بیاورید...

خواهران خوبم
 

لحظه ی وداع با شما و مادرم و پدرم مرا به یاد آن لحظه ایی انداخت که اهل حرم حضرت علی اکبر را راهی میدان جنگ می کردند؛ پس اگر من هم رو سفید شدم غم و غصه و اشک و ناله خود را فدای علی اکبر کنید و مبادا داغ خود را از داغ دل اهلحرم بیشتر بدانید...

پسر عزیزم، علی جان...
 
ببخشید اگر قد کشیدنت را ندیدم و مرد شدنت را نظاره نکردم... سعی کن راه مرا ادامه بدهی... سعی کن کاری کنی که سرانجام آن به شهادت ختم شود...
 
پدر و مادر همسر عزیزم...
 

همیشه شما را همچون پدر و مادر واقعی خودم می دانستم و خوشحال ام که سرنوشتم با حضور در خانواده شما رقم خورد...

به شما هم جز صبر و تحمل چیز دیگری سفارش نمی کنم، همیشه یاد داشته باشید علی اکبر حسین هم تازه داماد کربلا بود...
 

از همه میخوام این رو سیاه را حلال کنید، اگر حقی از کسی ضایع کردم، اگر غیبتی پشت سر کسی کردم، اگر دلی را رنجاندم، اگر گناهی از من سر زد؛ حلالم کنید...
اگر شهید شدم تا جایی که اجازه داشته باشم؛ شفیعتان خواهم بود.

اما چند وصیت کلی:
 

از ولایت فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام خامنه ای نائب بر حق امامزمان است.
از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز حجاب خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید...همیشه الگوی خود را حضرت زهرا و زنان اهل بیت قرار دهید؛ همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید
آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند:
غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان
چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز...

از همه ی مردان امت رسول الله می خواهم فریب فرهنگ و مدهای غربی را نخورید؛ همواره علی ابن ابی طالب امیرالمومنین را الگو و پیشوای خود قرار دهید و از شهداء درس بگیرید...

خودتان را برای ظهورامامزمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است.

همیشه برای خدا بنده باشید که اگر این چنین شد بدانید عاقبت همه ی شما به خیر ختم می شود...
 

مقداری حق‌الناس به گردن دارم که عاجزانه می خواهم برایم ادا کنید...
- یک میلیون تومان به مادر بزرگ پدری بدهکارم
- مقداری بدهی به برادر محسن همتی ها بابت محصولات فرهنگی و کار های دیگر بدهکارم
- 32هزارتومان به اضافه مقداری سربند به پایگاه شهدای بنیاد امیرآباد بدهکارم
- اگر برایتان مقدور بود به مقدار یک ماه نماز و روزه برایم ادا کنید که اگر خدایی ناکرده گهگاهی از روی خطا نمازی قضا کردم و یا روزه ایی از دست دادم جبران شود...

اللهم عجل لولیک الفرج
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه‏

آمین                      
  ١٣٩٦/٤/٢٧                
محسن حججی



منبع

  • آسمان دیجیتالی

سلام

این 2 ماه اخیر به شدت دستمون بند برنامه های تابستانه مسجد بود. واسه همین نرسیدم مطالب جدید توی وبلاگ بذارم...

در عوض عکس و فیلم های این 2 ماه رو در قالب یه مستند (نماهنگ) آماده کردیم که پایین همین پست میتونید تماشا کنید.

ابتدای فیلم، چندتا عکس از سال های پیش گذاشته شده ولی مابقی مربوط میشه به تابستان 97 .

 

جدول برنامه هفتگی تابستان 97

 

 

امسال بحمدالله سال حیلی پر برکتی بوده تا الان ...

لیست برخی از برنامه هایی که امسال خارج از برنامه هفتگی برگزار شد:

حدود 4 بار سینما (فیلم به وقت شام) همراه با شام! و پذیرایی

زیارت مزار شهید حججی

مسابقات تیراندازی

استخر ولایت

سرزمین موج های دریایی

چشمه لادر

چشمه مرغاب

مشهد مقدس (به زودی)

 

تقریبا عکس و فیلم تمام برنامه ها توی مستند هست... حتما ببینید...

دوستان عزیزی که در زمینه های فرهنگی فعالیت میکنند ، میتونن از قسمت پیام خصوصی اعلام کنن تا فایل های آماده (کارت عضویت مسجدی ، دفترچه نماز ، رضایت نامه ها ، لیست تمام برنامه ها و ...) را براتون ارسال کنم.

 

 

 

  • آسمان دیجیتالی