آسمان دیجیتالی

خدایا ، یادم ده که یاد کردنت را از یاد مبرم

آسمان دیجیتالی

خدایا ، یادم ده که یاد کردنت را از یاد مبرم

فواید انگشتر عقیق

عقیق در رنگ های قرمز، زرد، خاکستری مایل به آبی و سفید یافت می شود. هم چنین سنگ هایی وجود دارد که به سبب شباهت ساختاری و فیزیکی در تجارت آن ها را جزء خانواده عقیق محسوب می کنند مانند عقیق سلیمانی یا چشمی(باباقوری)، عقیق شجری، عقیق خزه ای.

سنگ عقیق در کشورهایی هم چون یمن، هندوستان، ایران، چین در رنگ های قرمز، زرد و سفید یافت می شود. اما فضایل و فواید گفته شده درباره کدام نوع از عقیق است؟ و آیا این فواید درباره تمام عقیق ها صحت دارد و یا فقط مخصوص عقیق یمانی است؟

ابن شهر آشوب نقل می کند که:

روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد و گفت: “یا رسول الله، پروردگارم بر تو درود می فرستد و می فرماید: انگشترت را در دست راست کن و نگین آن را هم عقیق قرار بده و به پسرعمویت علی نیز بگو انگشترش را در دست راست کند و نگین آن را عقیق قرار دهد.”

پیامبر پیام جبرئیل را به امیر مومنان علی (ع) رسانیدند. حضرت علی(ع) عرضه داشتند:” یا رسول الله عقیق چیست؟” رسول خدا (ص) فرمود:”عقیق کوهی در کشور یمن است”

گفتنی است معادن عقیق کشور یمن در منطقه جنوبی شهر صنعان می باشد.

 خواص انگشتر عقیق در کلام ائمه

امام صادق(ع) درباره انگشتر عقیق فرمودند: هر که انگشتری از عقیق بدست کند پریشان نشود و مادام که با خود دارد اندوهی به او نمی‌ رسد.

 

در سخنی از امام باقر (ع) درباره انگشتر عقیق، آمده است عقیق سرخ زرد و سفید هر سه کوه هایی هستند در بهشت و هر که انگشتری از عقیق بدست کند به جز خیر و خوبی و وسعت رزق نمی‌بیند.

 

درباره فواید انگشتر عقیق، امام رضا (ع) فرمودند: عقیق فقر و تنگدستی و درویشی را برطرف می کند و در حدیث دیگری امام می فرماید هر که قرعه به انگشتر عقیق بزند بهره او تمام تر بیرون می آید.

امام صادق (ع) درباره فضیلت انگشتر عقیق فرمودند: که انگشتر عقیق در دست کنید که مبارک است و هر که انگشتر عقیق داشته باشد امید است که عاقبتش خیر باشد.

 

درباره فضیلت و خواص انگشتر عقیق، حضرت محمد (ص) فرمودند: هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش برآورده می شود و در حدیث نبوی دیگر منقول است شخصی نزد رسول اکرم ( ص) آمد و شکایت کرد که دزد در راه به من رسید و اموال مرا برد حضرت فرمودند که: چرا انگشتر عقیق در دست نداشتی که آن از هر بدی نگاه می دارد آدمی را.



خواص و فواید:

از دیرباز، قبایل و ملل کهن جهان، عقیق را سنگ مقدسی می دانسته اند و آن را از خود دور نمی کرده اند، عقیق سنگی است که آن را حرز و حامی انسان در مقابل بلایا و حوادث به ویژه در جنگ ها می شمارند و برای افزایش درآمد و رونق کسب و کار و آسان شدن کارها بسیار مفید است.

عقیق برای جلوگیری از خونریزی های شدید، به ویژه برای زنان، بسیار فایده دارد. هم چنین برای تقویت نقاط مختلف بدن و برقراری تعادل و هماهنگی در آن ها بسیار مفید است. عقیق اثری فراوان دارد و علاوه بر زدودن انرژی های منفی از محیط، سبب پاکسازی هاله ای از انرژی های منفی می شود.

هم چنین عقیق برای تعالی روحی  و شادابی و آرامش آن و بر طرف شدن غم و غصه و ناراحتی های روحی بسیار موثر است.


منبع 1  -  منبع 2

  • آسمان دیجیتالی

نادیده گرفتن غدیر و تشکیل سقیفه

واقعه مهم غدیرخم، از طریق روایات شیعه و سنى، به طور متواتر نقل شده است و در اصل وقوع آن هیچ تردیدى نیست. پس باید به این پرسش پاسخ داد که چه عواملى سبب شد تا پس از رحلت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)، مردم، بخصوص انصار، بدون توجه به واقعه غدیر خم، در سقیفه اجتماع کردند و اقدام به تعیین جانشین براى پیامبر(صلى الله علیه وآله)نمودند؟

این مقاله، با استناد به متون معتبرتاریخى و با ریشه یابى وقایع، از هنگام بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله) تا واقعه غدیرخم، و پس از غدیرخم تا رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تشکیل سقیفه، سعى نموده است تا تصویر روشنى از علل نادیده گرفتن واقعه غدیرخم و تجمع انصار در سقیفه ارائه نماید.

  • آسمان دیجیتالی

ماجرای سقیفه چه بود

پس از رحلت پیامبر، هنوز جسد پیامبر اکرم(ص) روی زمین بود و بنی هاشم و گروهی از یاران راستین آن حضرت، مشغول فراهم ساختن مقدمات دفن پیامبر بودند که ناگهان گروه انصار در چند قدمی خانة پیامبر در زیر سایبانی به نام «سقیفة بنی ساعده» دور هم گرد آمدند تا تکلیف مسلمانان را از نظر خلیفه و جانشین پیامبر معّین کنند. گویی تعیین خلیفه از نظر آنان به مراتب فوری‌تر از «تجهیز» و تغسیل و دفن پیامبر بود! و پیامبر (ص) نیز خلیفه را تعیین نکرده است!

ابوبکر و عمر و عده دیگری از مهاجرین نیز به جمع آنان می روند و در امر تعیین حاکم با یکدیگر نزاع می کنند.
سخنگوی مجلس از طرف انصار، سعد بن عباده و حباب بن منذر، و از طرف مهاجران ابوبکر و عمر و ابوعبیده بودند و در پایان دو نفر از انصار نیز به منظور کارشکنی در کار سعد بن عباده سخن گفته‌اند. اینک متن سخنان آنان:

ـ سعد (خطاب به انصار): شما فضیلتی دارید که هرگز دیگران آن را ندارند: پیامبر گرامی(ص) سالها در میان کسان خویش مردم را به آیین توحید دعوت نمود، ولی جز گروه کمی به او ایمان نیاوردند، و همانها نیز توانایی دفاع از او را نداشتند، ولی شما انصار! به او ایمان آوردید، از او و یاران او دفاع نمودید، و با دشمنان او از در جنگ وارد شدید تا در نتیجه مردم آیین او را پذیرفتند و شمشیرهای شما بود که عرب را در برابر او تسلیم نمود. هنگامی که پیامبر دیده از جهان پوشید از شما راضی و چشمش به شما روشن بود، از این روی لازم است زمام امور را به دست بگیرید و شما از همة مردم به این کار شایسته‌تر و سزاوارتر هستید. منظق سعد این بود که چون ما به پیامبر و یاران او پناه داده‌ایم و از او و یارانش دفاع کرده‌ایم و با دشمنان او پیکار نموده‌ایم پس برای زمامداری از دیگران سزاوارتر هستیم. اکنون ببینیم که منطق مهاجرین حاضر در مجلس در برابر آنان چه بود؟

ـ ابوبکر: مهاجران، نخستین گروهی هستند که به آیین او ایمان آورده و به این فضیلت مفتخر شده‌اند، آنان در شداید و سختیها بردباری به خرج داده‌اند، از کمی افراد نهراسیدند، آزار دشمنان را به جان خریدند و از ایمان و آیین او دست برنداشتند. ما هیچگاه خدمات و فضایل شما انصار را انکار نمی‌کنیم و به طور مسلّم پس از مهاجران شما بر دیگران برتری دارید، از این روی امارت و فرمانروایی از آن مهاجران، و وزارت از آن شما باشد و ما امیر باشیم و شما وزیر و هیچ کاری را بدون مشورت شما انجام نمی‌دهیم. تکیه گاه مهاجران در برتری خود این بود که آنان نخستین کسانی بودند که پیامبر را تصدیق نموده و به آیین او گرویده‌اند.

ـ حباب بن منذر: ای گروه انصار! زمام امور را به دست بگیرید. دیگران در سایة قدرت شما زندگی می‌کنند و هیچ کس جرأت ندارد که بر خلاف شما کاری صورت دهد. شما دارای قدرت و جمعیت بیشتری هستید. هرگز دودستگی را به میان خود راه ندهید، که نتیجه‌ای جز تباهی ندارد و اگر مهاجران بر قبضه کردن حکومت اصرار ورزند باید مسئله را از طریق «دو امیری» حل کنیم، و فرمانروایی از ما و فرمانروایی از آنان تعیین گردد.

(بنابراین منطق انصار در این مناظره فزونی نفرات و نیرومندی جبهة آنان است و می‌گویند چون ما قوی و نیرومند هستیم باید فرمانروا از میان ما انتخاب گردد.)

ـ عمر: هرگز دو شمشیر در یک غلاف جای نمی‌گیرد، بخدا سوگند عرب به حکومت و فرمانروایی شما تن در نمی‌دهد در صورتی که پیامبر آنها از غیر شماست، ولی عرب إبا نمی‌ورزد که زمام امور آنان را کسی بر عهده بگیرد که پیامبر آنها از قبیلة اوست، چه کسی می‌تواند در حکومتی که محمد آن را پی‌ریزی کرده است با ما جنگ و نزاع کند در حالی که ما از نزدیکان و خویشاوندان او هستیم.
(پس در این گفتگو عمر، ملاک شایستگی برای زمامداری امّت را پیوند خویشاوندی با پیامبر قرار داد، و از این روی گروه مهاجر و در رأس آنان قریش را احق و شایسته‌تر برای اشغال آن مقام دانسته است.)

«حباب بن منذر» بار دیگر بر قدرت و نیرومندی یاران انصار تکیه کرده و گفت: ای گروه انصار به سخن عمر و همفکران او گوش فرا ندهید، آنان دست شما را از فرمانروایی کوتاه می‌سازند. اگر نپذیرفتند، همه را از این سرزمین بیرون کنید. شما به این کار شایسته‌تر از دیگران هستید، در پرتو شمشیرهای شما دیگران به این آیین گرویده‌اند.
ـ عمر: خدا ترا بکشد!
ـ حباب: خدا ترا بکشد!
ـ ابو عبیده: (وی با دادن رشوه‌ای به انصار نظریة واگذاری حکومت به گروه مهاجر را چنین تأیید کرد): أی گروه انصار! شما نخستین کسانی بودید که پیامبر گرامی را کمک کردید، هرگز سزاوار نیست که نخستین فردی باشید که سنّت و راه او را تغییر می‌دهد.
در اینجا یک نفر از انصار، به نام بشیر بن سعد، که خود پسر عموی سعدبن عباده (کاندیدای نیمی از انصار برای خلافت) بود برخاست، و با آنکه انتظار می‌رفت جریان را به نفع آنان تمام کند، برخلاف انتظار وی روی عداوت و کینه‌ای که به سعد‌بن‌عباده داشت منطق عمر را تأیید کرد و رو به خویشاوندان خود کرد و گفت:  محمد از قریش است و خویشاوندان وی بر خلافت از دیگران اولی و شایسته‌ترند، هرگز شما را نبینم که با آنان در این موضوع به نزاع برخاسته‌اید.

طرفین سخنان خود را گفتند و هیچ‌کدام نتوانست دیگری را قانع کند. در این لحظه ابوبکر از فرصت استفاده کرد و به سان یک دیپلمات کهنه‌کار برگ جدیدی به زمین زد و گامی جلوتر نهاد و تصمیم گرفت که دونفر را معرفی کند تا مردم با یکی از آن دو نفر بیعت کنند، خصوصاً مشاهده کرد که در میان جبهة انصار وحدت کلمه وجود ندارد و بشیر‌بن سعد مخالف سعد‌بن عباده (رئیس خزرج) می‌باشد.
از این روی با رندی خاصی به گفتگو خاتمه داد و گفت:

خواهشمندم از اختلاف و دودستگی دوری کنید، من خیرخواه شما هستم، بهتر است دامنة سخن را کوتاه سازید و با یکی از این دو نفر، عمر و ابوعبیده، بیعت کنید.

عمر و ابو عبیده گفتند: هرگز بر ما سزاوار نیست که با وجود شخصی چون تو زمام امور را در دست بگیریم. از میان مهاجران هیچ فردی در فضیلت به پایه تو نمی‌رسد. تو همنشین پیامبر گرامی(ص) در غار «ثور» بودی، به جای پیامبر نماز خواندی، و وضع مالی تو بهتر از ما است، دستت را به ما ده تا ما با تو بیعت کنیم. در این لحظه ابوبکر فوراً بدون اینکه سخن بگوید و بدون اینکه دو مرتبه تعارف کند دست خود را دراز کرد و از رازی که بر دل بود پرده برداشت، و روشن شد که پیش کشیدن عمر و ابوعبیده، رنگ جدّی نداشته و جز تعارف و هموار کردن راه بر خود چیزی نبوده است. ولی پیش از آن که عمر، دست ابوبکر را به عنوان بیعت بفشارد، بشیرین سعد بر هر دو سبقت جست و دست او را قبل از همه به عنوان بیعت فشرد، آنگاه این دو نفر، دست ابوبکر را به عنوان جانشین رسول خدا فشرده و در همین لحظه شکاف عمیقی که از سخنان بشیر پیش‌بینی می‌شد، در میان جبهة انصار پدیدار شد و عقب‌نشینی انصار قطعی گردید.
حباب‌بن منذر از بیعت بشیر، که خود از انصار بود، سخت برآشفت، و فریاد زد: بشیر! نمک نشناسی کردی و بر پسر عموی خود رشگ بردی و نخواستی حکومت از آن او باشد. بشیر گفت:

-هرگز جریان از این قرار نیست، بلکه نخواستم در حقّی که خدا آن را برای گروه مهاجر قرار داده است به نزاع برخیزم.
«اسیدبن حضیر» که رئیس اوس بود و هنوز عداوتهای دیرین خود با رئیس خزرج را در دل مکنون و پنهان داشت (مجموع اوس و خزرج گروه انصار را تشکیل می دادند)، رو به افراد قبیلة اوس که در مجلس حضور داشتند کرد و گفت: برخیزید و با ابوبکر بیعت کنید زیرا اگر سعد زمام امور را به دست بگیرد خزرجیان یک نوع فضیلت و برتری بر ما پیدا می‌کنند. از این روی گروه اوس نیز به فرمان رئیس خود با ابوبکر بیعت کردند.
در این لحظه آن گروه از مردم که اراده ای از خود ندارند دست ابوبکر را به عنوان فرمانروا فشردند و هجوم آنها سبب شد که سعد زیر دست و پا له گردد!

ناشناسی گفت: رئیس خزرج زیر دست و پا مانده، حال او را رعایت کنید! ولی عمر از این بی‌احترامی خوشحال بود و گفت: خدا او را بکشد، زیرا چیزی برای ما بالاتر از بیعت با ابوبکر نیست!
خود عمر که بعدها سرگذشت سقیفه را بیان می‌کرد رمز بیعت خویش با ابوبکر را چنین توضیح داد: اگر ما بدون اخذ نتیجه جلسه را ترک می‌گفتیم ممکن بود انصار پس از ما اتّفاق نظر پیدا کنند، و برای خود رئیسی برگزینند.
اجتماع سقیفه با انتخاب ابوبکر برای خلافت به نحوی که بیان شد به کار خود خاتمه داد، و ابوبکر، در حالیکه عمر و ابوعبیده و گروهی از اوسیان دور او را گرفته بودند رو به مسجد رسول خدا آورده، و سعد نیز با تمام یاران خود به منزل خویش رفت.


برای اطلاع از ماجرای سقیفه به کتاب‏های زیر مراجعه فرمایید:
الف) ماجرای سقیفه از محمدرضا مظفر.
ب) مظلومی گمشده در سقیفه.
ج) صفحه‏ ای از تاریخ سیاسی اسلام خلیل عزمی.
د) تاریخ طبری(ج ۳، حوادث سال یازدهم).
ذ) شرح ابن‌أبی‌الحدید ۲/۲۲-۶۰).


منبع

  • آسمان دیجیتالی

وصیت نامه شهید محسن حججی


سالگرد شهید محسن حججی حدودا 11 روز پیش در نجف آباد برگزار شد...

مراسم خوبی بود... مداحی سیدرضا نریمانی... سخنرانی حاج آقا پناهیان...

الان داشتم وصیت نامه آقا محسن رو میخوندم که دلم گرفت و گفتم بذارم توی وبلاگ... میدونم خیلی هاتون قبلا خوندید اما اینقدر قشنگه که به تکرارش می ارزه...


متن وصیت نامه:


برای بانوی صبر

السلام ای بانوی سلطان عشق
السلام ای بانوی صبر دمشق
زیبنبِ دنیا و عقبیِ علی
شرح مدح لافتی الا علی
در مسیر شام غوغا کرده ایی
شهر را آشوب برپا کرده ایی
خطبه خواندی از غریبی حسین
زنده کردی کربلا در عالمیین
گر نبودی کربلایی هم نبود
گریه و شور و نوایی هم نبود
رنج هایی ست فراوان دیده ایی
خیمه ها، غارت، سواران دیده ایی
دیده بودی، حلق و چشم و حرمله
گریه کردی پا به پای قافله

بسم الله النور...
صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا"سلام علیک"
وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون
هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جدیده عالم دوام ما...
 

چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود...نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم...نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم...به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می نویسم...
نمیدانم چه شد که سرنوشت مرا به این راه پر عشق رساند... نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد...

بدون شک شیر حلال مادرم، لقمه حلال پدرم و انتخاب همسرم و خیلی چیزهای دیگر در آن اثر داشته است...
 

عمریست شب و روزم را به عشق شهادت گذرانده ام... و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم...

خیلی تلاش کردم که خودم را به این مقام برسانم اما نمی دانم که چقدر توانسته ام موفق باشم...
 

چشم امیدم فقط به کرمخدا و اهلبیت است و بس امید دارم این رو سیاه پرگناه را هم قبول کنند و به این بنده ی بدِ پرخطا نظری از سر رحمت بنمایند...
که اگر این چنین شد؛الحمدالله رب العالمین...
اگر روزی خبر شهادت این بنده حقیر سرا پا تقصیر را شنیدید؛ علت آن را جز کریمی و رحیمی خدا ندانید...
اوست که رو سیاهی چون مرا هم می بخشد و مرا یاری می کند...

همسر عزیزم زهرا جانم
 

اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی بدان به آرزویم که هدف اصلی ام از ازدواج با شما بود رسیدم و به خود افتخار کن که شوهرت فدای حضرتزینب شد...
مبادا بی تابی کنی، مبادا شیون کنی، صبور باش و هر آن خودت را در محضر حضرت زینب بدان... حضرت زینب بیش از تو مصیبت دید.

پدر عزیزم
 

همیشه و در همه حال الگوى زندگی و مردانگی ام تو بوده و هستی، اگر روزی خبر شهادتم را دیدی، زمانی را در مقابل خود فرض کن که حسین بن علی در کنار جگر گوشه اش علی اکبر حاضر شد...
داغ تو بیشتر از داغ اباعبدالله نیست... پس صبور باش پدرم، می دانم سخت است اما می شود...

مادر عزیزم
 

ام البنین علیهاالسلام 4جوان خود را فدای حسین و زینب کرد و خم به ابرو نیاورد.
حتی زمانی که خبر شهادت پسرانش را به آن دادند باز از حسین سراغ گرفت؛ پس اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی، همچون ام البنین صبورانه و با افتخار فریاد بزن که مرا فدای حسین و حضرت زینب کرده ای و مبادا با بی تابی خود دل دشمن را شاد کنید...

برادر عزیزم
 

اگر روزی مرا در لباس شهادت دیدی آن لحظه ایی را به یاد بیاور که اباعبدالله بر بالین عباس ابن علی حاضر شد و داغ برادر کمرش را خم کرد...
مبادا ناسپاسی کنی، مبادا به هدیه ایی که تقدیم اسلام کرده اید شک بیاورید...

خواهران خوبم
 

لحظه ی وداع با شما و مادرم و پدرم مرا به یاد آن لحظه ایی انداخت که اهل حرم حضرت علی اکبر را راهی میدان جنگ می کردند؛ پس اگر من هم رو سفید شدم غم و غصه و اشک و ناله خود را فدای علی اکبر کنید و مبادا داغ خود را از داغ دل اهلحرم بیشتر بدانید...

پسر عزیزم، علی جان...
 
ببخشید اگر قد کشیدنت را ندیدم و مرد شدنت را نظاره نکردم... سعی کن راه مرا ادامه بدهی... سعی کن کاری کنی که سرانجام آن به شهادت ختم شود...
 
پدر و مادر همسر عزیزم...
 

همیشه شما را همچون پدر و مادر واقعی خودم می دانستم و خوشحال ام که سرنوشتم با حضور در خانواده شما رقم خورد...

به شما هم جز صبر و تحمل چیز دیگری سفارش نمی کنم، همیشه یاد داشته باشید علی اکبر حسین هم تازه داماد کربلا بود...
 

از همه میخوام این رو سیاه را حلال کنید، اگر حقی از کسی ضایع کردم، اگر غیبتی پشت سر کسی کردم، اگر دلی را رنجاندم، اگر گناهی از من سر زد؛ حلالم کنید...
اگر شهید شدم تا جایی که اجازه داشته باشم؛ شفیعتان خواهم بود.

اما چند وصیت کلی:
 

از ولایت فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام خامنه ای نائب بر حق امامزمان است.
از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز حجاب خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید...همیشه الگوی خود را حضرت زهرا و زنان اهل بیت قرار دهید؛ همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید
آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند:
غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان
چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز...

از همه ی مردان امت رسول الله می خواهم فریب فرهنگ و مدهای غربی را نخورید؛ همواره علی ابن ابی طالب امیرالمومنین را الگو و پیشوای خود قرار دهید و از شهداء درس بگیرید...

خودتان را برای ظهورامامزمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است.

همیشه برای خدا بنده باشید که اگر این چنین شد بدانید عاقبت همه ی شما به خیر ختم می شود...
 

مقداری حق‌الناس به گردن دارم که عاجزانه می خواهم برایم ادا کنید...
- یک میلیون تومان به مادر بزرگ پدری بدهکارم
- مقداری بدهی به برادر محسن همتی ها بابت محصولات فرهنگی و کار های دیگر بدهکارم
- 32هزارتومان به اضافه مقداری سربند به پایگاه شهدای بنیاد امیرآباد بدهکارم
- اگر برایتان مقدور بود به مقدار یک ماه نماز و روزه برایم ادا کنید که اگر خدایی ناکرده گهگاهی از روی خطا نمازی قضا کردم و یا روزه ایی از دست دادم جبران شود...

اللهم عجل لولیک الفرج
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه‏

آمین                      
  ١٣٩٦/٤/٢٧                
محسن حججی



منبع

  • آسمان دیجیتالی

سلام

این 2 ماه اخیر به شدت دستمون بند برنامه های تابستانه مسجد بود. واسه همین نرسیدم مطالب جدید توی وبلاگ بذارم...

در عوض عکس و فیلم های این 2 ماه رو در قالب یه مستند (نماهنگ) آماده کردیم که پایین همین پست میتونید تماشا کنید.

ابتدای فیلم، چندتا عکس از سال های پیش گذاشته شده ولی مابقی مربوط میشه به تابستان 97 .

 

جدول برنامه هفتگی تابستان 97

 

 

امسال بحمدالله سال حیلی پر برکتی بوده تا الان ...

لیست برخی از برنامه هایی که امسال خارج از برنامه هفتگی برگزار شد:

حدود 4 بار سینما (فیلم به وقت شام) همراه با شام! و پذیرایی

زیارت مزار شهید حججی

مسابقات تیراندازی

استخر ولایت

سرزمین موج های دریایی

چشمه لادر

چشمه مرغاب

مشهد مقدس (به زودی)

 

تقریبا عکس و فیلم تمام برنامه ها توی مستند هست... حتما ببینید...

دوستان عزیزی که در زمینه های فرهنگی فعالیت میکنند ، میتونن از قسمت پیام خصوصی اعلام کنن تا فایل های آماده (کارت عضویت مسجدی ، دفترچه نماز ، رضایت نامه ها ، لیست تمام برنامه ها و ...) را براتون ارسال کنم.

 

 

 

  • آسمان دیجیتالی

شب قدر 1397

۱۳
خرداد

شب های قدر و فضیلت آن

شب های قدر (Shabe Qadr  یا Laylat al-Qadr) چه شب هایی در سال است؟ این سوال خیلی ها مخصوصاً در ایام ماه رمضان می باشد، در این بخش آسمونی تاریخ دقیق شب های قدر را درج نموده ایم، همچنین در ادامه با شب قدر بیشتر آشنا می شوید.

شب های قدر در ماه رمضان 1397 در روزهای یکشنبه 13 خرداد 97 مصادف با شب 19 رمضان 1439 برابر 3 ژوئن 2018 ، سه شنبه 15 خرداد 97 مصادف با شب 21 رمضان 1439 برابر 5 ژوئن 2018 ، پنجشنبه 17 خرداد 97 مصادف با شب 23 رمضان 1439 برابر 7 ژوئن 2018 می باشد.

به مدت زمان اذان مغرب تا اذان صبح شب قدر می گویند (برای مثال از اذان مغرب 13 خرداد تا اذان صبح 14 خرداد)

پیامبر (ص):

«هر کس شب قدر را بیدار بماند گناهانش آمرزیده می‌شود حتی اگر تعداد آنها به تعداد ستارگان آسمان و به سنگینی کوه‌ها باشد…»

شبی بهتر از هزار ماه
امام على علیه السلام مى فرماید: فرصت، چون ابر مى گذرد. پس فرصت هاى خوب را غنیمت شمرید. (منتخب میزان الحکمه) فرصت هایى که در زندگى براى انسان پیش مى آید مثل طلا و بلکه ارزشمندتر است و باید قدر آن ها را دانست یکی از این فرصت ها شب قدر است اما با چه عملی می توان نهایت استفاده را از این شب برد؟

اعمال مشترک:

۱- غسل کردن که بهتر است مقارن غروب آفتاب غسل کرده و نماز عشا با غسل خوانده شود.

۲- خواندن ۲ رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره‌ی توحید را خوانده و بعد از نماز هفتاد مرتبه گفته شود: اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ.

۳- قرآن مجید را باز کرده و در مقابل خود گذاشته و دعای زیر را بخوانید و بعد از آن حاجت خود را از خدا بخواهید.

beginning-the-night-ghadr-of-ramadan-94
۴- مصحف شریف (قرآن کریم) را بر سر گرفته و مناجات زیر را بخوانید و بعد از آن حاجت خود را از خدا بخواهید:

beginning-the-night-ghadr-of-ramadan-94(1)

۵- زیارت بارگاه امام‌حسین(ع) و خواندن زیارت آن حضرت:

beginning-the-night-ghadr-of-ramadan-94(2)
۶- احیا داشتن (بیدار ماندن و عبادت کردن) در این شب‌ها. در روایات بسیاری از پیامبر(ص) و معصومین(ع) نقل شده است هر کس شب قدر را احیا کند، گناهان او آمرزیده شود.

۷- فضیلت و پاداش بسیار دارد که صد رکعت نماز خوانده شود و بهتر است که در هر رکعت بعد از سوره‌ی مبارک حمد، ده مرتبه سوره‌ی توحید خوانده شود.

۸- خواندن دعای زیر و طلب بخشش و رحمت از خدا برای گشایش امور مسلمین و خلق خدا:

beginning-the-night-ghadr-of-ramadan-94(3)
در این شب‌های مبارک، اعمال زیر نیز سفارش شده است:

۱- خواندن ۲ رکعت نماز برای سلامتی امام زمان (عج) و تعجیل در ظهور آن حضرت

۲- خواندن ۲ رکعت نماز برای شادی روح همه‌ی درگذشتگان و اسیران خاک و ۲۵ بار گفتن ذکر “اللهم اغفرلی لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات”

۳- خواندن ۲ رکعت نماز تقدیم به اهل بیت پیامبر(ص) و خواندن دعای توسل

۴- خواندن ۲ رکعت نماز حضرت زهرا(س): در رکعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحید

۵- خواندن سوره‌های مبارک دخان و قدر

 

اعمال شب نوزدهم:

۱- صد مرتبه گفته شود: “اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه”

۲- صد مرتبه گفته شود: “اَللّهُمَّ العَن قَتَلَهَ اَمیرَالمومنینَ”

۳- خواندن دعاهای زیر:

beginning-the-night-ghadr-of-ramadan-94(4)

beginning-the-night-ghadr-of-ramadan-94(5)

اعمال شب بیست و یکم:

۱- خواندن دعای جوشن‌کبیر

۲- خواندن دعای زیر:

beginning-the-night-ghadr-of-ramadan-94(6)اعمال شب بیست و سوم:

۱- خواندن سوره‌های مبارک عنکبوت، روم و دخان

۲- هزار مرتبه خواندن سوره‌ی قدر

۳- خواندن دعاهای جوشن‌کبیر، مکارم‌الاخلاق و افتتاح

۴- خواندن دعای فرج

“أَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنْ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فِی هذِهِ السَّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَه وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً َ”

۵- خواندن ۸ رکعت نماز و طلب استغفار و دعا برای خلق خدا

منبع

  • آسمان دیجیتالی

استغفار هفتاد بندی امیرالمونین علی (ع)

استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

 استغفار ۷۰ بندی مولا علی علیه السلام:

علامه نوری در کتاب (دارالسلام) می نویسد: امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوار خود نقل میکنند که امام حسین علیه السلام فرمودند: روزی نزد امیرالمؤمنین نشسته بودم که عربی وارد شد وعرض کرد یا امیرالمؤمنین! من مرد عیالمند و فقیر هستم و مالی که زندگی مرا کفایت کند ندارم.

حضرت فرمودند: ای برادر عرب! چرا استغفار نمیکنی تا حالت نیکو شود؟

عرض کرد: زیاد استغفار میکنم، اما تغییری در زندگی ام پیدا نشده است.

حضرت فرمودند: ای برادر عرب خدای متعال می فرماید:

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً (۱۰- نوح)

به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است (۱۰)

(بعد فرمودند) چون به گناه بودن بعضی از اعمالت آگاه نیستی استغفار تو ناقص است؛ زیرا از آنها استغفار نمیکنی و نتیجه نمیگیری. سپس فرمود:اینک به تو استغفاری می آموزم که اگرآنرا هنگام خواب بخوانی خدابه تو وسعت رزق عطا فرماید.دعارا نوشته، به اعرابی داده وفرمودند: شب، قبل از خوابیدن، این استغفار را بخوان وگریه کن و اگر اشکت جاری نشد تباکی کن.

امام حسین علیه السلام فرمود:سال بعداعرابی به خدمت حضرت آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین ! خداوند به من نعمت های زیادی عطا فرمود. شتران و گوسفندانم آن قدر زیاد شده اند که محلی برای نگه داری آن ها ندارم. آن حضرت فرمودند: ای برادر عرب! قسم به آن خدایی که محمد صلوات الله علیه را به نبوت برگزید، بنده ای نیست که با این دعا به درگاه خدا استغفار کند، مگر اینکه خدای متعال به برکت آن، گناهانش را آمرزیده، حوائجش را برآورده و به مال و اولادش فراوانی و برکت عطا فرماید.    دار السلام نوری: ۳/۱۳۳

مردم و حتی متدینین و خوبان، از معصیت بودن بسیاری از کارها غافلند و به گناه بودن آن توجه ندارند. این استغفار شریفی که از امیرالمؤمنین نقل شده است و درهفتاد بند است علاوه برجامع بودن و توجه به این گونه گناهانی که غالباً مورد غفلت ماست و دارابودن آثار معنوی و دنیوی مذکور در مقدمه ی استغفار، بسیار مقرّب است و اگر کسی آن را با توجه بخواند آثار عجیبی از آن ظاهر میشود.

حضرت امیر این استغفار ۷۰ بندی را که جامعتر از آن استغفاری هست که به آن اعرابی تعلیم فرمودند را خودشان بعد از نماز صبح می خوانده اند ولی اگرکسی موفق به خواندن آن در هنگام صبح نشود میتواند آن را بعد از نماز عصر بخواند. (البلدالأمین‏والدرع‏الحصین ص:۳۹) 

کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَسْتَغْفِرُ سَبْعِینَ مَرَّهً فِی سَحَرِ کُلِّ لَیْلَهٍ بِعَقِبِ رَکْعَتَیِ الْفَجْرِ الِاسْتِغْفَارُ:

این استغفار علی علیه السلام است که در ۷۰ بند میباشد و مولا آن را هر سحر بعد از نماز صبح میخواندند :

۱- اللَّهُمَّ إِنِّی أُثْنِی عَلَیْکَ بِمَعُونَتِکَ عَلَى مَا نِلْتُ بِهِ الثَّنَاءَ عَلَیْکَ وَ أُقِرُّ لَکَ عَلَى نَفْسِی بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ الْمُسْتَوْجِبُ لَهُ فِی قَدْرِ فَسَادِ نِیَّتِی وَ ضَعْفِ یَقِینِی اللَّهُمَّ نِعْمَ الْإِلَهُ أَنْتَ وَ نِعْمَ الرَّبُّ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَرْبُوبُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَوْلَى أَنْتَ وَبِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا وَنِعْمَ الْمَالِکُ أَنْتَ وَبِئْسَ الْمَمْلُوکُ أَنَافَکَمْ قَدْ أَذْنَبْتُ فَعَفَوْتَ عَنْ ذَنْبِی وَ کَمْ قَدْ تَعَمَّدْتُ فَتَجَاوَزْتَ وَ کَمْ قَدْ عَثَرْتُ فَأَقَلْتَنِی عَثْرَتِی وَ لَمْ تَأْخُذْنِی عَلَى غِرَّتِی فَأَنَا ظَالِمٌ لِنَفْسِی الْمُقِرُّ لِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی فَیَا غَافِرَالذُّنُوبِ أَسْتَغْفِرُکَ لِذَنْبِی وَ أَسْتَقِیلُکَ لِعَثْرَتِی فَأَحْسِنْ إِجَابَتِی فَإِنَّکَ أَهْلُ الْإِجَابَهِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ.

بند ۱: بار خدایا ! تو را حمد میگویم که به یاری تو موفق به ثناگوئیت شدم، و به سبب فساد نیت و ضعف یقینم، اقرار میکنم که ناتوانم که تو را آنطور که مستحق و سزاوار هستی مدح کنم، بار الها، تو خوب معبود و خوب پروردگاری هستی و من بد پرورش یافته ای هستم!

تو خوب مولایی هستی و من بد بنده ای!

تو خوب مالکی هستی و من بد مملوکی!

چه بسیار گناهی که مرتکب شدم و تو عفو نمودی و چه بسیار جرم هایی که از من سر زد و تو از آن گذشتی!

چه بسیار خطاها کردم، ولی مرا مؤاخذه نکردی و چه بسیار بدی ها که عمداً مرتکب شدم و تو از

آن درگذشتی!

و چه بسیار لغزش ها که از من سر زد و از آن چشم پوشی نمودی، و مرا بر غفلتم مأخذه نکردی!

اینک این منم که به خود ظلم کرده ام و به گناهم اقرار و به خطاهایم اعتراف دارم. پس ای آمرزنده گناهان! از تو میخواهم که گناهانم را ببخشی و از لغزش هایم درگذری، پس به نیکی اجابت کن که تو سزاوار اجابت و اهل تقوا و آمرزشی!

۲- اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَوِیَ بَدَنِی عَلَیْهِ بِعَافِیَتِکَ أَوْ نَالَتْهُ قُدْرَتِی ‏بِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ بَسَطْتُ إِلَیْهِ یَدِی بِتَوْسِعَهِ رِزْقِکَ وَ احْتَجَبْتُ فِیهِ مِنَ النَّاسِ بِسِتْرِکَ وَ اتَّکَلْتُ فِیهِ عِنْدَ خَوْفِی مِنْهُ عَلَى أَنَاتِکَ وَ وَثِقْتُ مِنْ سَطْوَتِکَ عَلَیَّ فِیهِ بِحِلْمِکَ وَ عَوَّلْتُ فِیهِ عَلَى کَرَمِ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بند ۲: با خدایا! از تو مسألت آمرزش دارم، از هر گناهی که به واسطه ی عافیت بخشی تو، بدنم بر آن توانا شد؛ یا به واسطه نعمت فراوان تو به آن قدرت پیدا کردم؛ یا به واسطه ی رزق واسع تو به آن دست یافتم؛ و یا با پرده پوشی تو، در آن گناه از مردم پنهان ماندم؛ یا هنگام هراسم از گناه، در آن معصیت بر صبر و درنگ تو تکیه کردم و در آن گناه، ازخشم بر من، به حلمت اعتماد کردم و آن را بر عفو کریمانه ات واگذار نمودم، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزدندگان.

۳- اَللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو لِی غَضَبَکَ أَوْ یُدْنِی مِنْ سَخَطِکَ أَوْ یَمِیلُ بِی إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ یَنْأَى بِی عَمَّا دَعَوْتَنِی إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بند ۳: بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هرگناهی که مرا به سوی غضبت فرا میخواند؛ یا مرا به سوی خشمت نزدیک میسازد؛ یا مرا به سوی آنچه که نهی ام کرده ای می کشاند؛ یا از آنچه که مرا به سوی آن دعوت نموده ای دور می نماید؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان.

  • آسمان دیجیتالی

عطر زدن روزه دار


۱- مطابق نظر آیت الله خامنه ای

مقام معظم رهبری

استعمال عطر در حال روزه

س: استعمال عطر براى روزه‏ دار، در ماه رمضان چه حکمى دارد؟

ج) استعمال عطر براى روزه‏ دار مستحب است؛ ولى بو کردن گیاهان معطّر مکروه است. استفتائات جدید مقام معظم رهبری.


۲-مطابق نظر آیت الله سیستانی

مطابق نظر آیت الله سیستانی

پرسش: استفاده از عطر و ادکلن برای روزه دار چه حکمی دارد؟

پاسخ: مانعی ندارد . سایت آیت الله سیستانی.

 آنچه براى روزه‏ دار مکروه است

١٦٥٧ چند چیز براى روزه‏ دار مکروه است و از آن جمله است: دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن در صورتى که مزه یا بوى آن به حلق برسد، انجام دادن هر کارى که مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف مى‏شود، انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق مى‏رسد و اگر بداند به حلق مى رسد جایز نیست، بو کردن گیاه هاى معطر، نشستن زن در آب، استعمال شیاف، تر کردن لباسى که در بدن است، کشیدن دندان و هر کارى که به واسطه آن از دهان خون بیاید، مسواک کردن به چوب تر، و نیز مکروه است انسان بدون قصد بیرون آمدن منى زن خود را ببوسد یا کارى کند که شهوت خود را به حرکت آورد، و اگر به قصد بیرون آمدن منى باشد، در صورتى که منى بیرون‏آید، روزه او باطل است. رساله توضیح المسایل امام خمینی.

منبع

  • آسمان دیجیتالی

مبطلات روزه

چیزهایى که روزه را باطل مى‌‌کند

نُه چیز روزه را باطل مى‌‌کند:

1) خوردن و آشامیدن

2: آمیزش جنسى

3آن‌که کارى کند که منى از او بیرون آید.(استمنا)

4دروغ بستن به خدا و پیامبر و ائمه (علیهم السلام)

5) رسانیدن غبار غلیظ به حلق

6) فرو بردن تمام سر در آب

7) با حال جنابت یا حیض یا نفاس به اذان صبح رسیدن

8) اماله (تنقیه) با چیزهاى روان

9) عمداً قى کردن.


برای توضیحات بیشتر در مورد هرکدام از موارد بالا ، ادامه مطلب را بخوانید...

  • آسمان دیجیتالی

مسواک زدن روزه دار

حکم مسواک زدن در ماه رمضان چیست؟

بعضی از افراد، فرصت مسواک زدن قبل از اذان صبح را نداشته باشیم بنابراین مجبورند بعد از اذان دندان های خود را بشورد، در اینجا ممکن است برای بعضی ها این سوال پیش بیاید که مسواک زدن در این هنگام چه حکمی دارد؟ آیا روزه با این کار باطل می شود یا خیر؟

استفتائات و نظرات مراجع تقلید راجع به مسواک زدن در ماه رمضان:

آیت الله خامنه ای
سوال:آیا مسواک کردن با خمیر دندان، در حال روزه اشکال دارد؟ 
جواب: اشکال ندارد؛ ولی باید از فرو رفتن آب دهان که آغشته با خمیر دندان و آب است جلوگیری شود. 

آیت الله بهجت
سوال:آیا مسواک کردن با خمیر دندان در حال روزه، اشکال دارد؟
جواب: اگر چیزی به حلق نرسد، اشکال ندارد. 

آیت الله تبریزی
سئوال:اگـر روزه دار یـقین کند که خمیر مسواک به حلق نمی رسد، آیا می تواند همراه مسواک از خمیر استفاده نماید؟
جواب: بسمه تعالی مانعی ندارد، واللّه العالم . 

آیت لله مکارم شیرازی
سؤال:آیا در هنگام روزه می توان داندانها را مسواک کرد؟ اگر مسواکِ مرطوب شده، در اثر تماس با آب دهان مجدّداً برای تمیز کردن دندانها به کار رود، چه حکمی دارد؟ 

جواب: مسواک کردن در حال روزه، مانعی ندارد. ولی اگر رطوبت پیدا کند و مسواک را بیرون آورده و به دهان بازگرداند و رطوبت آن در آب دهان مستهلک نگردد، جایز نیست، و در صورتی که با خمیر دندان مسواک کند، باید دهان را بعد از آن کاملا بشوید.


برخی از فقها می گویند: اگر آب شستشوی دهان بدون اراده به حلق برسد، اشکالى ندارد، ولى اگر از اوّل بداند بی ‏اختیار به حلق می ‏رسد، روزه‏اش باطل است. و مضمضه زیاد براى روزه دار مکروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد.

بنابراین بعد از اینکه دهان خود را شستید، قبل از اینکه آب دهان را قورت بدید، سه مرتبه آب دهان خود را بیرون بریزید.

  • آسمان دیجیتالی